شنبه دوازدهم خرداد 1386
شیطان
سلام
این روزها خیلی عجیبند چون حس می کنم کسی در باد قلبم را به یغما می برد
احساس خلایی می کنم که هرگز توسط هیچ ندایی پر نمیشه
شاید من اون شیطانی ام که به دهکده ایی پا گذاشتم که آرامش اون رو از بین ببرم آیا این دوشیزه می
تونه در برابرم مقاومت کنه . شاید من اولین شیطانی باشم که دلم میخواد دهکده پا بر جا بمونه و
سقوط نکنه .............. و دلم میخواد این دوشیزه به ا ون ثروت نرسه و در همون هیاهیوی خاموش دهکده در همون کلبه کهنه باقی بمونه
و هر گز پاش به دنیا های دیگه باز نشه
اگه گفتید که من همین الان خوندن چه کتابی رو تموم کردم که انقدر چرت و پرت میگم
اولین کسی که درست حدس بزنه یه جایزه براش دارم 

ادامه مطلب
+ ا نوشته شده توسط : گمشده در ساعت 21:30
شنبه پنجم خرداد 1386
هیچ بهانه ایی
سلام
تن من لاشه مرگ است خود زندانی زورم
کجا میخواستم مردن حقیقت کرده مجبورم
در شبان غم تنهایی خویش ،
عابد چشم سخنگوی توام.
من در این تاریکی،
من در این تیره شب جان فرسا،
زائر ظلمت گیسوی توام.
گیسوان تو پریشان تر از اندیشه ی من ،
گیسوان تو شب بی پایان.
جنگل عطر آلود .
شکل گیسوی تو ،
موج دریای خیال.
کاش با زورق اندیشه شبی ،
از شط گیسوی مواج تو ، من
بوسه زن بر سر هر موج گذر می کردم.
کاش بر این شط مواج سیاه،
همه عمر سفر می کردم.....
***
شوق بازآمدن سوی توام هست ،
ـ اما
تلخی سرد کدورت در تو،
پای پوینده راهم بسته،
ابر خاکستری بی پایان ،
راه بر مرغ نگاهم بسته.....
***
دل من ، در دل شب ،
خواب پروانه شدن می بیند.
مهر در صبحدمان داس به دست
خرمن خواب مرا می چیند
آسمان ها آبی،
پر مرغان صداقت آبی ست ـ
دیده در آینه ی صبح تو را می بیند
از گریبان تو صبح صادق،
می گشاید پر و بال.
تو گل سرخ منی
تو گل یاسمنی
تو چنان شبنم پاک سحری ؟
ـ نه ،
ـ از آن پاک تری
تو بهاری ؟
ـ نه ،
ـ بهاران از توست
از تو می گیرد وام ،
هر بهار این همه زیبایی را .
هوس باغ و بهارانم نیست.
ای بهین باغ و بهارانم تو !.....

ديگر براي اينکه گريه نکنم
هيچ بهانه اي ندارم
گريه گاهي رمز تدبير اشتباهات است
کاش چمدان عشقمان را آنقدر سنگين
نمي بستيم که وسط راه آنرا به زمين بياندازيم
وراه را بدون آن ادامه بدهيم
زندگي بدون عشق اينقدرخاليست که بعضي مواقع حتي زودتر از
سکوت مي شکند
وتو اي کاش مرا مي فهميدي
اماحالا که مي روي قرارمیان ماهيچ ؛ ولي بگو به چه بهانه می روی
ادامه مطلب
+ ا نوشته شده توسط : گمشده در ساعت 23:3